عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
422
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
آنست : كه تو بجاى بنشينى ، تا ما پيش او رويم ، و عذر خويش بخواهيم و سخن تو بگوييم ، تا دل بر ما خوش كند ، و از تو نيز خوشنود گردد . و ترا بنزديك خويش خواند ، و تو و ما ، از وى بجان ايمن گرديم . و چون امير محمد رحمة اللّه ديد : كه همه لشكر بگشتند ، دانست كه اين را جبر نتوان كردن ، و جز اجابت علاج نيست در وقت بدانچه خواستند اجابت كرد ، و او را بر قلعه رخج [ 1 ] آوردند و بنشاندند . و پس امير يوسف و على حاجب [ 254 ] و آن بزرگان و سالاران ، خزينها و زرادخانه [ 2 ] برداشتند و لشكر براندند ، و روى سوى امير مسعود نهادند ، و بر جانب هرات برفتند .
--> [ ( 1 - ) ] در هر دو نسخه : ولح ، كه به اين نام جايى در آن نواحى نيست و نه در كتب به نظر آمده ، يك نام نزديك به اين املا ولخ است كه حصارى بود در تخارستان ( طبقات ناصرى 2 ر 110 ) ولى اين هم با مورد ذكر مطابق نمىآيد . ممكن است رخج باشد كه نام تاريخى همين سرزمين است و مركز آن پنجواى بود . در تاريخ بيهقى بارها نام اين قلعه كوهتيز ضبط شده و آن را واقع در شهرستان رتبيل گويد ( ص 3 ) و حتما در حدود قندهار و پنجواى كنونى بود . در غرب قندهار بفاصلهء ده ميل بر كنار غربى ارغنداب قريه و كوه كوهك واقع است ، كه غالبا شهرستان رتبيل بود ، و بر بالاى آن كوه بچه آثار مخروبه هم موجود است ، و بدين دليل كوهتيز را نامى از كوهك توان دانست ، زيرا كوهك را جغرافيون قديم دورهء اسلامى نيز در همين جا ضبط كردهاند . و تعبير قلعهء رخج هم بر آن صادق مىآيد . [ ( 2 - ) ] زرادخانه : اسلحه خانه و مخزن آلات جنگى .